خرید بک لینک

دلم میخواد به روابطم سر و سامون بدم

یعنی در واقع دارم سر و سامون میدم

هر ادم اضافه ای ======== بلاک

راحت

نفس بکشم از دست ادمای اضافه زندگیم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

خیلی خواب الودم

خیلی خستم

پسرخالم یک سالشه تب داره

منم بغلش کردم

میترسم

حق دارم بترسم یا الکی استرس دارم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

رد اتو انداختم روی شلوار داداشم

میخاسم اتو کنم

جونم نیومد پارچه بندازم روش

نمیدونسم شلوار رو بدون پارچه میسوزونه

خلاصه ک مامان دعوام کرد

داداشم گفت فدا سرت

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

داداشم ک برگشت

امشب دور هم جمع شدیم

خیلی خوش گذشت

واقعا ب من تو جمع پسرا بیشتر خوش میگذره

دلم براشون تنگ شده بود

خیلی زیاد

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

وسط این داستان کرونا

من سرما خوردم شدید

له و داغون شدم

ندانم چ کنم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

قبلا هرچی ک اتفاق می افتاد دوست داشتم

بنویسم

یا یه چیزی بود ک بخوام ثبتش کنم

ولی الان ن

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

اگه بخواین برای خودتون کادو بخرین

چیزی میخرین ک لازم دارین

یا چیزی ک دوسش دارین ولی اصلا لازم نیست مثل عروسک

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

دیشب تا 5 بیدار بودم

صبم زود بیدار شدم

الان دارم از سردرد میمیرم

+بدی کرونا اینکه همه رو دور هم جمع کرده تو خونه

خوبیش هم اینکه باز همه رو دور هم جم کرده

خوبیش هم اینکه همه رو از هم دور کرده هیچی مهمونی نمیره

داریم خفه میشیم تو خونه

همش هم باید همدیگه رو ببینم

+بعد میگن دوری و دوستی ؟چطوری؟

+ درواقع خانواده ی ۴ نفری ما خیلی وقت بود

باهم تنهایی توی یه اتاق نمونده بودیم

حالا دور هم جمع شدیم هم خوبه هم بد

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

خب خانواده ی 4 نفره شدن

یعنی برگشتن داداشم یه سری خوبی داره یه سری بدی

اینکه دور همم جمع شدیم ک خیلی خوبه خب مشخصه

ولی خب من دغدغه ذهنیم بیشتر شده

ذهنم مدام فکر میکنه و این دست من نیست

همینجوری میره جلو و هزارتا چیز و بهم وصل میکنه

اینکه ذهن ادم بدونه اجازه ی خودش به همه چی فکر کنه خیلی بده

مثلا داداشم ک ادامه مطلب میگم چی شدش

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

دیشب 4 خابیدم و مامان صبی 9 بیدارم کرد ک برم بانک +رفتم بانک پول بذارم حساب50 تومنم کم شدش نفهمیدم دزدین گمش کردم یهو 50 تومن ب باد رفت کلی ناراحتش شدم اخه توی بانک دعوا و فش و فش کشی شدش سره کرونا ک

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: جمعه 8 فروردين 1399 ساعت: 6:06

صفحه بندی